تبليغاتX
رعـنــا لــعـــل
 

 

                                         روحش شاد، یادش گرامی

 

                                     

+  جمعه 1387/04/28-  21:37  | 

 

                                                    

 

                                               

+  چهارشنبه 1387/04/26-  13:3  | 

 

 

                                "رقص پارسیانه" نوشتاری از حسن نقاشی

 

 

+  شنبه 1387/04/22-  16:41  | 

 

 

                                              

+  سه شنبه 1387/04/18-  18:39  | 

 

                                                 سعيد محمدي

 

گفت‌وگو: مهشيد گودرزيان ـ جعفر صيدانلو

نخستين مجمع عمومي‌خانه موسيقي شعبه گرگان با حضور بيش از 100 نفر از اهالي موسيقي استان روز جمعه 24 خرداد ماه برگزار و اعضاي هيئت مديره اين خانه انتخاب شدند.  اگرچه در پايان اين انتخابات، 7 نفر به عنوان اعضاي اصلي خانه موسيقي برگزيده شدند و سايت خانه موسيقي نيز اين خبر را درج نموده است اما پس از گذشت اندک زماني معلوم گشت که اين انتخابات به دليل اشتباه استاد ناصح پور داراي مشکل شده و در واقع بايد 5 نفر به عنوان اعضاي اصلي معرفي مي‌شده‌اند که همين موضوع روند ثبت شدن خانه موسيقي را به تاخير انداخته است. به هر روي انتخابات خانه موسيقي استان گلستان که تاسيس آن با انفجار خبري گسترده‌اي در سطح کشور همراه بود با اما و اگرهايي مواجه شده است.
"
سعيد محمدي "که از برترينهاي استان گلستان در زمينه موسيقي سنتي است و موسيقي استان گلستان با همت‌ او خانه‌دار شده است، در خصوص اين مشکل و برخي ديگر از ايرادات وارده بر نحوه برگزاري انتخابات، پاسخ‌هايي را به گلشن مهر ارايه کرده است.

شايد بد نباشد بدانيد با توجه به شرايط جديد پيش آمده، ليست اعضاي اصلي هيئت مديره خانه موسيقي بدين شکل تغيير مي‌يابد: سعيد محمدي، محمود پهلواني نژاد، سهيل سرکرده، داريوش کاظميان، محمدرضا اسکندري، همچنين مسعود رستمي‌‌و مجيد تکه، که در انتخابات، در ميان اعضاي اصلي بوده‌اند اکنون به عنوان اعضاي علي البدل خانه موسيقي شعبه گرگان محسوب مي‌شوند. علي محمدي و رضا شاه پسندي نيز بنا به انتخاب مجمع عمومي‌بازرسان خانه موسيقي گلستان خواهند بود.


آقاي محمدي فضاي هنري و به طور اخص موسيقي استان را چه‌طور ديديد که احساس کرديد نياز به تشکيل خانه موسيقي هست؟

ابتداي امر اين توضيح را لازم مي‌دانم که خانه موسيقي اساسا يک نهاد صنفي غيردولتي غيرسياسي و در واقع يک ngo است. در خصوص فلسفه‌ي تشکيل آن دو بعد را مي‌توان در نظر گرفت. يکي بخش کلان و عمومي‌قضيه است و يکي بخش خاص‌تر که برمي‌گردد به ديدگاه شخصي من. اگر من ديدگاه شخصي خودم را توضيح دهم حتما بخش‌هاي ديگر هم خود به خود روشن خواهد شد. اساسا "موسيقي" همواره در بخشهاي کلان کشور کلمه گنگي بوده و هنوز کسي تحليل و تعريف درستي از اين واژه در ذهن ندارد. حتي در مباني فقهي اين هنر هنوز دچار نکات ابهام هستيم. بنابراين عدم وجود يک شرايط شفاف از لحاظ اداري، ديپلماتيک و فقهي باعث شده که هميشه موسيقي در سايه قرار داشته باشد. ببينيد موسيقي هنري است کاملا انتزاعي و وجه تفاوت آن با ديگر هنرها در همين است.تمام هنرهاي ديگر موجود در جهان بصري است و کاملا با چشم در ارتباط است و حتي شعر هم اگرچه انتزاعي است اما صورت شعر قابل رويت است و علاوه بر آن براي فهم آن نياز به ابزار و يا آگاهي‌هاي خاص ادبي است. ماهيت ذاتي موسيقي به گونه‌اي است که "وجود" ندارد و از سوي ديگر انرژيک است. به واسطه همين انرژي داشتن و انرژي دادن هنري زنده محسوب مي‌شود و شما در هيچ هنر ديگري اين خاصيت را نمي‌بينيد.همه اين موارد باعث شده که موسيقي همواره حريم خاصي داشته باشد که همين حريم باعث شده که موسيقي گاهي به فراز کشيده شود و گاهي به فرود. هيچ وقت در درازاي تاريخ جهان و نه فقط کشور ما، وضعيت مشخصي براي اين هنر شايد وجود نداشته و اين هنر پويا همواره دستخوش فراز و نشيبهاي گذار اجتماعي و سياسي بوده. . .


ادامه . . .
+  پنجشنبه 1387/04/13-  12:10  | 

 

                             كيهان كلهر و شجاعت حسين خان

 

                                               

+  جمعه 1387/04/07-  12:31  | 

 

                                                مسعود رستمي

 

گفت‌وگو: علي سپاهي

در سال 1355 در خانواده‌اي هنردوست در گنبد كاووس چشم به جهان گشود. از كودكي علاقه فراواني به هنر داشت و به آموزش نقاشي نزد اساتيد استان پرداخت. اولين درس موسيقي را از آقاي حسن مقدم و كوشان يغمايي فرا گرفت.

در سال 75 در رشته موسيقي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران پذيرفته شد و در دانشكده از اساتيدي همچون داريوش طلايي ، پرفسور محمد تقي مسعوديه ، دكتر آذين موحد ، دكتر خسرو مولانا ، عليرضا مشايخي ، دكتر شاهين فرهت ، ساسان فاطمي ، مجيد كياني به فراگيري موسيقي پرداخت.
همزمان از كلاس موسيقي استاد كيوان ساكت بهره‌مند مي‌شد و دوره‌اي كوتاه نيز در كلاس‌هاي گروهي استاد لطفي و مستر كلاسهاي استاد عليزاده ، شركت جست و مدتي هم نزد استاد مسعود شعاري مشق سه‌تار نمود. او در سال 1380 با احراز رتبه اول از دانشكده هنر‌هاي زيبا فارغ التحصيل گرديد.

عضو پيوسته مركز حفظ و پژوهشي موسيقي از سال 1379

جمع‌آوري مقام‌هاي موسيقي تركمن و كتول با حمايت حوزه هنري استان گلستان

 تشكيل اركستر ملي استان گلستان به رهبري استاد كيوان ساكت و حمايت حوزه هنري استان گلستان (سال 85)

بازسازي و ضبط تصانيف قديمي با گروه مركز حفظ و پژوهش موسيقي (سال 81)

همنوازي و تكنوازي در شمس‌العماره كاخ گلستان با گروه مركز حفظ و پژوهش موسيقي و استادان پير نياكان و نوربخش به‌مناسبت صد و يكمين سال تولد استاد ابوالحسن صبا در سال 82

اينها گوشه‌اي از فعاليت‌هاي هنري او بود.

با مسعود رستمي در دفتر روزنامه گلشن مهر به گفتگو نشستيم ...

 

لطف كنيد بفرماييد كه موسيقي را چه چيز تعريف مي‌كنيد و تأثير آن را بر زندگي انسان چگونه مي‌بينيد؟

تعاريف بسياري از موسيقي شده من فكر مي‌كنم موسيقي هنر تركيب صدا‌ها است.استاد بزرگ موسيقي گاهي در معبد خدايان به‌نام پانتئون جمع مي‌شدند و آثار خود را اجرا مي‌كردند. صداي موسيقي و هنرهاي زيبا آپولون بود كه با 9 فرشتة خود در كوه پارناس به سر مي‌برد. يوناني‌ها هر يكي از فرشته‌هاي هنرهاي ديبا را Muse مي‌گفتند و لفظ موسيقي از اين كلمه مشتق شده است.

موسيقي از اولين نغمه‌ها لالايي مادر، در رشد ذهني انسان نقش بازي مي‌كند. تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه موسيقي علاوه بر ارزش وسيع اجتماعي نقش مهمي در رشد ذهني انسان دارد. به‌نظرم موسيقي در سراسر زندگي آدمي جاري و ساري است و به عنوان عضو جدايي ناپذير در زندگي انسان همواره روح انسان را نوازش مي‌كند و مهرباني، آرامش و پيام دوستي را به همراه خود داد.


به نظر شما يادگيري موسيقي بايد چگونه و از چه زماني صورت گيرد؟

طبق نظر متخصصين امور آموزشي، آموزش موسيقي از قبل از تولد شروع مي‌شود. مادر كه طفلي را در دامان خود مي‌پروراند با گوش سپردن به موسيقي مي‌تواند، خود و طفل را از مزاياي موسيقي در راستاي رشد ذهني و جسمي‌اش بهره‌مند سازد. البته صحبت در اين باره بسيار است و پرداختن جامع به آن فكر مي‌كنم از حوصلة بحث ما خارج است. خيلي خوب است كه آموزش از طفوليت آغاز گردد. پيشنهاد يا به نوعي خواهشي كه از متوليان آموزش در كشور دارم اين است كه موسيقي را در برنامه‌هاي آموزشي در مدارس بگنجانند.

نكته مهم‌تر اين است كه ما امروزه صحبت از سلطه فرهنگي مي‌كنيم اما به موسيقي كه بخش مهمي از هويت فرهنگي و هنري سرزمين ماست، توجه زيادي نداريم و در نظام آموزش و پرورش ما نشانه‌اي از آن نيست. اگر صد سال پيش پديده كلاس و تخته معلم يك پديده مدرس تلقي مي‌شد، امروزه ما در عرصه‌هاي گوناگون با فناوري آموزش روبرو هستيم. در جريان اين گسترش روز افزون فناوري در حيطه‌هاي گوناگون، نمي‌توان خود را چون قبيله‌اي بدوي از آن دور نگه داشت. بلكه بايد ناگزير در اين عرصه پاگذاشت و ابتكار عمل را در دست گرفت و هستي خود سامان داده و ارزش‌هاي نو خلق كرد.

البته موسيقي راه حلي براي تمام مشكلات آموزشي نيست. ذهن بشر بسيار پيچيده است و دانش ما در اين باره كه تأثيرات موسيقي در چه اندازه است به كمال نرسيده است. با وجود اين موسيقي وسيله آموزشي قدرتمندي است كه بايد مورد استفاده قرار گيرد.

 

خوب، مي‌بينيم كه در حال حاضر در مدارس ما موسيقي تدريس نمي‌شود اما براي اينكه جوانان را به يادگيري موسيقي (سنتي) تشويق كنيم چه راهكارهايي را بايستي در نظر گرفت؟

سوال خوبي است. فكر مي‌كنم نكته مهم فراهم نمودن شرايط مناسب‌تر در جامعه براي فعاليت هنري براي هنرمندان است تا در راستاي معرفي موسيقي خوب پويا‌تر شوند.  دوم اينكه ساماندهي و نظارت و حمايت از مراكز آموزش موسيقي است تا هر فردي كه مدتي كوتاه در كلاس موسيقي شركت كرده به آموزش آن پردازد! سوم اينكه نگرشي نو به موسيقي خودمان داشته باشيم هم‌چنان‌كه استادان ابوالحسن خان صبا و درويش خان نيز چنين بودند خصلت جوان پويايي است و موسيقي بايد پاسخگوي نيازهاي روحي آنها باشد.


پس شما معتقديد با توجه به هر دوره و زمان بايستي نوآوري و ابداع جديد در موسيقي (موسيقي ايراني) صورت بگيرد اين تغييرات و نوآوري در چه حدي است؟

ببينيد. منظورم اين نيست كه كاملا ساختارهاي گذشته و موجود را ناديده بگيريم. همگام بودن با جنبش‌هاي هنري روز است. «من زماني كه در بند توام آزادم» بخش عمده‌اي از موسيقي هر دوره از موسيقي گذشته‌اش نشأت گرفته.


به نظر مي‌رسد بحث دارد يك مقدار تخصصي مي‌شود اجازه بدهيد از اين معنا يك مقدار فاصله بگيريم.
آقاي رستمي شما از بنيان‌گزاران اركستر ملي استان گلستان هستيد، اگر ممكن است از نحوه شكل‌گيري اين اركستر بفرماييد.

بله خواهش مي‌كنم، حدود 2 سال پيش زماني كه مسئوليت واحد موسيقي حوزه هنري استان گلستان را عهده دار شدم، طرح‌هاي زيادي را به حوزه پيشنهاد دادم كه تشكيل اركستري در قالب اركستر ملي كه تلفيقي از سازهاي ملي ايراني و كلاسيك غربي است يكي از آنها بود. خوشبختانه پذيرفته هم‌ شد.
در اين راستا از يكي از اساتيد فعال و پوياي موسيقي جناب آقاي استاد كيوان ساكت دعوت به عمل آمد. اعضاي اركستر هم طبق آزموني كه ايشان در نظر داشتند مشخص گرديد. استاد هر ماه يك بار به گرگان تشريف مي‌آورند و در غياب ايشان بنده مشغول هماهنگي و رهبري اعضاي اركستر بودم و به عبارتي دستيار ايشان بودم و مرتبا هر هفته تمرين داشتيم.

ناگفته نماند كه ما هر روز در ارتباط بوديم ايشان زحمات شبانه روزي براي اكستر كشيدند. جا دارد كه صميمانه كمال تشكر و قدرداني را از ايشان و جناب آقاي خاكپور رياست محترم حوزه هنري به پاس حمايت‌هايشان داشته باشيم .


تاثير اساتيدي چون كيوان ساكت را در موسيقي استان چگونه مي‌بينيد؟

ايشان در موسيقي استان بسيار تأثير گذار بودند. در واقع حضور ايشان باعث شد تلنگري به موسيقي  استان بخورد و از خواب چندين ساله بيدار شود. بگذاريد از خودم شروع كنم حضور استاد در استان و نگرش‌هاي خاص ايشان بر روي كارهاي من و تدريس موسيقي من بسيار مؤثر بود به‌طوري كه هم اكنون در كلاس‌هاي موسيقي از روي كتاب‌هاي ايشان هم تدريس مي‌كنم كه اتفاقا بسيار مورد استقبال واقع شده و موفق بوده است. ارتقاي ذهنيت پوليفونيك هم از ديگر تأثيرات مهم حضور ايشان بوده است.

 
به نظر شما چه چيزي باعث مي‌شود كه هنر موسيقي در اين استان پيشرفت چشم‌گيري نداشته باشد؟

بخشي مربوط به عدم همكاري متوليان هنر مي‌باشد و قسمتي‌ هم بر مي‌گردد و به خود هنرمندان. متأسفانه هيچگونه تفاهمي بين هنرمندان استان وجود ندارد و البته اين عدم همكاري خاص موسيقي نيست، علت آن هم شايد اظهار نظرهاي سليقه‌اي است كه ناشي از بي‌دانشي است. اظهار نظرهاي غير علمي و غير مستند كه هم جو هنري را آلوده مي‌كند و هم ضربات جبران ناپذيري را به جامعه موسيقي وارد مي‌سازد. سعي كنيم با ديد باز و كارشناسانه به موسيقي استان نگاه كنيم و تنگ‌‌نظري‌ها را كنار بگذاريم تا حوزه موسيقي را توسعه و تحركي جدي بخشيم.

 

تصور مي‌كنم كه موقعيت موسيقي استان گلستان با توجه به تنوع اقوام و موسيقي‌هاي خاص محلي آنها منحصر به فرد باشد. براي مثال موسيقي تركمن يا كتولي و غيره اين تنوع چه تأثيري را بر روي موسيقي استان گذاشته است.

اگر ما به هر دوره‌اي از موسيقي جهان نگاه كنيم، از موسيقي فرهنگ خود نشاني به همراه دارند به عنوان مثال خيلي دور نمي‌روم «بلا بار توك»، آهنگساز مجاري قرن بيستم. كه بيشتر اوقات فراغتش را در روستاها مي‌گذراند و عاشق موسيقي روستائيان مجارستان بود. تم‌هاي آفريده او رنگ و بويي محلي دارند.
خوشبختانه در گلستان هم ملودي‌هاي زيبايي از مقامات موسيقي اقوام وجود دارد و هم ريتم‌هاي متنوع كه من خودم در يكي از كارهايي كه براي فول اكستر نوشتم، الهام گرفته از يكي از مقامات موسيقي تركمن است كه امروز‌ها به فكر ضبط آن مي‌باشم.

 

به عنوان توصيه به هنر آموزان و كساني كه مايل به يادگيري موسيقي هستند چه توصيه‌اي داريد؟

جديت، حوصله، پشتكار براي كساني كه مي‌خواهند در وادي موسيقي قدم بگذارند، ضروري است. تمرين و مطالعات روزانه، آشنايي با جنبش‌هاي هنري روز ايران و جهان و تاريخ موسيقي از ديگر ضروريات يادگيري براي هنر آموزان است.


به عنوان حرف آخر چه سخني براي خوانندگان داريد؟

ضمن تشكر از شما، دوست دارم از زنده ياد فريدون مشيري شعري را بگويم:

دست گنجينه مهر و هنر است

خواه بر پرده ساز،

خواه برگردن دوست،

خواه بر چهره نقش،

خواه بر دنده چرخ،

خواه بر دسته داس،

خواه در ياري نابينايي، 

خواه در ساختن فردایی ... 

 

                  

 

برگرفته از: گلشن مهر

 

+  جمعه 1387/03/24-  19:37  |